سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
 
درباره وبلاگ


کانون هنری ادبی هدایت در واقع یک کانون فرهنگی و ادبی می باشد که فعالیت های خود را زیر نظر نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی گناباد و با عنایت شهدای هنرمند دفاع مقدس اجرا می کند. و این وبلاگ دریچه ای از فعالیت ها و اهداف این کانون می باشد. کار فرهنگی عرصه جهاد و مبارزه است. عرصه ای که باید از امکانات کوچک و بزرگ استفاده کرد و به هر مقدار که می توان این بار بر زمین مانده را برداشت. امید که کانون و وبلاگ ما هم یکی از همین کارها باشد.
نویسندگان
لوگو
کانون هنری ادبی هدایت در واقع یک کانون فرهنگی و ادبی می باشد که فعالیت های خود را زیر نظر نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی گناباد و با عنایت شهدای هنرمند دفاع مقدس اجرا می کند. و این وبلاگ دریچه ای از فعالیت ها و اهداف این کانون می باشد. کار فرهنگی عرصه جهاد و مبارزه است. عرصه ای که باید از امکانات کوچک و بزرگ استفاده کرد و به هر مقدار که می توان این بار بر زمین مانده را برداشت. امید که کانون و وبلاگ ما هم یکی از همین کارها باشد.
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 15
  • بازدید دیروز: 10
  • کل بازدیدها: 16525



کانون هنری ادبی هدایت
مقام معظم رهبری: هنرمند می تواند هدایت بیافریند و لذت روحی بخشد...




به بهانه سالروز ولادت استاد شهید مرتضی مطهری...

استاد مطهری

استاد مرتضی مطهری در مدت سه سالی که دانشگاه نمی رفت و ممنوع المنبر بود، کارش را در منزل انجام می داد. از بعد از نماز صبح شروع می کرد به تدریس. شرح منظومه و شفای بو علی سینا را به طلاب مدرسه مروی درس می داد. نماز ظهر را که می خواند، غذا می خورد. اگر غذایی برای خوردن نبود، نان و ماست می خورد. یک ساعت می خوابید و بعد مشغول مطالعه می شد تا آمدن بچه های مدرسه علوی. درسش با طلاب تا غروب طول می کشید. بعد از نماز هم می رفت اتاق مطالعه، جلسه بود و مطالعه. پشت سر هم. قبل از خواب30-20 دقیقه قرآن می خواند و حدود ساعت 10 شب می خوابید. از 2/5 شب هم بیدار میشد برای نماز شب و تهجد.

برگرفته از کتاب "نگاهی به مبارزات و زندگی شهید مطهری"، صفحه 58




موضوع مطلب : درس زندگی, شهید مطهری


سه شنبه 94 بهمن 13 :: 6:0 صبح ::  نویسنده : دبیر کانون

16 آذر روز دانشجو


صبح ورود نیکسون یکی از روزنامه‏ ها در سر مقاله خود تحت عنوان «سه قطره خون» نامه سرگشاده ‏ای به نیکسون می نویسد. در این نامه سرگشاده ابتدا به سنت قدیم ما ایرانی‏ ها اشاره می شود که «هرگاه دوستی از سفرمی ‏آید یا کسی اززیارت بازمی گردد یا شخصیتی بزرگ وارد می‏ شود ما ایرانیان به فراخور حال در قدم اوگاوی وگوسفندی قربانی می ‏کنیم؛ آنگاه خطاب به نیکسون گفته می شود که «آقای نیکسون! وجود شما آن قدر گرامی وعزیز( برای رژیم فاسد پهلوی)  بود که در قدوم شما سه نفر از بهترین جوانان این کشور یعنی دانشجویان دانشگاه را قربانی کردند.»

مقام معظم رهبری نیز در تبیین علل و چرایی وقایع روز 16 آذر 1332 بیان می دارند: «جالب است توجه کنید که 16 آذر درسال 1332 که در آن سه نفر دانشجو به خاک و خون غلطیدند، تقریباً چهارماه بعد از 28 مرداد اتفاق افتاده؛ یعنى بعد ازکودتاى 28 مرداد و آن اختناق عجیب، سرکوب عجیب همه‌ نیروها وسکوت همه، ناگهان به وسیله‌ دانشجویان در دانشگاه تهران یک انفجار در فضا و در محیط به وجود مى‌آید. چرا؟ چون نیکسون که آن وقت معاون رئیس جمهوری آمریکا بود، آمد ایران.به عنوان اعتراض به آمریکا، به عنوان اعتراض به نیکسون که عامل کودتاى 28 مرداد بودند، این دانشجوها در محیط دانشگاه اعتصاب و تظاهرات می‎کنند که البته با سرکوب مواجه می‎شوند و سه نفرشان هم شهید می‎شوند. حالا 16 آذر در همه‌ سال‎ها، با این مختصات باید شناخته شود.

16 آذر مال دانشجوى ضد نیکسون است، دانشجوى ضد آمریکا ، دانشجوى ضد سلطه است.»

 

 




موضوع مطلب : روز دانشجو, دانشجوی ضد آمریکا


دوشنبه 94 آذر 16 :: 1:0 عصر ::  نویسنده : دبیر کانون

16 آذر روز دانشجو

بنابراین از 16 آذر سال 1332 که عوامل حکومت پهلوی با تیراندازی به سوی دانشجویان دانشکده فنی سه تن از آنان را شهید کردند، این روز بدل به نماد مبارزه و اعتراض علیه رژیم شاه شد. درطول 25 سال بعدی (1357-1332) و با وجود بگیر و ببندهای گسترده رژیم شاه درروزهای منتهی به 16 آذر و باوجود حاکمیت سنگین اختناق در آن سال‌ها، دانشجویان دانشگاه‌های کشور بالا‌خص دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه تهران، اعتراض‌ات و اعتصاباتی برگزار می‌کردند.
هر سال ده‌ها دانشجو به واسطه اعتصاب‌های دانشگاهی در 16 آذر بازداشت می‌شدند. اعلا‌میه‌هایی که در آن شرایط دشوار حاکمیت پلیسی به تعداد محدود دردانشکده‌ها و خوابگاه‌ها تهیه و تکثیر شده بود، در کوی و در اماکن عمومی دانشکده‌ها تکثیر می‌شد؛ حرکتی که باعث می‌شد مقامات امنیتی رژیم پهلوی بسیاری از دانشجویان را بازداشت کنند تا از طریق شکنجه آنان پی ببرند که چه کسانی تهیه آن اعلا‌میه‌ها را برعهده داشته‌اند.
در واقع 16 آذر بهانه‌ای برای نشان دادن اعتراض و خشم دانشجویان به رژیم شاه شده بود. دستگیری‌ها، بازداشت‌ها و بعضاً محکومیت‌ها، ضرب‌ وشتم‌ها، شکسته شدن شیشه‌ها، تعقیب و گریز دانشجویان در 16 آذر، حضور سنگین گارد و نیروهای کمکی در خیابان‌های اطراف دانشگاه همه ساله بدل به نماد تسلیم‌ ناپذیری ومقاومت دانشگاه‌ها علیه رژیم شاه شده بود؛ روزی که حاصل وقایع آن عبارت بود از معرفی رژیم شاه به‌ عنوان یک رژیم دیکتاتوری و ضد مردمی که دانشجویانش را آنچنان مورد ضرب‌ وشتم قرار داد.

بنابراین استعمار سعی می کند آب رفته از جوی را بازگرداند وآمریکا درخیال خام خود نماینده اش را می فرستد به ایران تا محصول خیانتش را برداشت کند، هنگامی که رژیم ستمشاهی ساده لوحانه آغوش به روی گرگ باز کرده بود، دانشجویان فهیم و مسلمان با نثار خون خویش و بدون هیچگونه ترس و واهمه ای از خفقانی که درآن دوران حکمفرما شده بود، در مقابل این ذلت می ایستند و نشان می دهند که فریاد عدالت خواهی، استقلال و عزت کشور، هیچ گاه در گلو نمی ماند.

بنابراین این وقایع درطول تاریخ ثابت می کند که دشمنی آمریکا با ایران محدود به زمان نیست و سال هاست که استعمارگرانه به منافع ملی ما چشم دوخته است.

 ادامه دارد.........



موضوع مطلب : روز دانشجو, 16 آذر


یکشنبه 94 آذر 15 :: 5:0 عصر ::  نویسنده : دبیر کانون

16 آذر چرا و چگونه؟

تاریخ معاصر ایران مملو از رویدادها و وقایعی است که هر یک نقش بسزا و حائز اهمیتی در وقوع انقلاب بزرگ اسلامی ایران ایفا کرده اند.

16 آذرسال 1332 یکی از این روزهاست که در تاریخ معاصرسیاسی، ما ازاین سالروزها کم نداریم واین روزها به تاریخ معاصرایران گره خورده است؛ روزی که درآن حتی اختلاف عقیده ها وسلیقه ها نیزبه یکپارچگی در اهداف و مقاصد انجامید و همه یک صدا و در راستای تحقق اهداف ضد استعماری و ضد استکباری شان، برای نخستین شعار «مرگ بر آمریکا» را سر دادند.  

اما سؤالی که در این بین مطرح می شود، این است 16 آذر که نخستین مخالفت آشکار دانشگاهیان و انقلابیون با آمریکا و زیاده خواهی‌ها و دخالت های آن بود؛ مبارزه ای کماکان تداوم یافته و اکنون وارد 60 سالگی خود شده است؛ اساساً چگونه و چرا به وقوع پیوست؟

درپاسخ به این پرسش باید تأکید کرد که پس از کودتای 28 مرداد درسال 1332 درایران که آمریکایی ها توانستند براین کشور تسلط پیدا کنند، نیکسون، معاون رئیس جمهوری وقت آمریکا راهی ایران شد تا نتیجه سرمایه گذاری 21 میلیون دلاری سازمان «سیا» را که درراه کودتا وسرنگونی دولت مصدق هزینه کرده بود، از نزدیک مشاهده کند و نتایج تحولات اخیر را که به تعبیر آیزنهاور «پیروزی سیاسی امید بخش را در ایران نصیب قوای طرفدار، تثبیت اوضاع و قوای آزادی کرده است» ببیند.

ورود ریچارد نیکسون، معاون رئیس جمهور آمریکا به تهران در 16 آذر 1332 و همچنین از سرگیری روابط سیاسی ایران و انگلستان، دو روز پیش از آن ، هر دو ازپیامدهای کودتای 28 مرداد بود؛ کودتائی که چهار ماه قبل از آن به وقوع پیوست.

خروش دانشجویان در 16 آذر نیز در اعتراض به همین مسئله بود.

این در حالی بود که پس از کودتای 28 مرداد فضای اختناق و سرکوب بر کشور حاکم شده و همه جا را سکوت فرا گرفته بود.

در این راستا رهبران انقلابی ومخالفان محمدرضا شاه دیکتاتور از جمله نهضت مقاومت ملی، طی برنامه ریزی هایی مردم را به خیابان ها فراخواندند و روز 15 آذرماه 1332 مردم در تظاهراتی گسترده به خیابان ها آمدند که توسط رژیم پهلوی سرکوب شده و مأموران ویژه ارتشی و امنیتی، در زد و خورد با دانشجویان، شماری رازخمی و گروهی را دستگیر و زندانی کردند.

صبح روز 16 آذر 1332، نیروهای گارد رژیم، نخستین  بار وارد صحن دانشگاه تهران که تنها مرکز آموزش عالی آن زمان در ایران بود، می شوند تا فریاد مخالفان را در گلو خفه کنند. در یکی از کلاس های درس دانشکده فنی، برخی دانشجویان در اعتراض به حضور مأموران گارد به دانشگاه که خلاف مقررات و موازین بود، در مقابل آن ها به اعتراض برخاسته و مأموران گارد با حمله به دانشجویان بی پناه، آنان را به گلوله بسته، سه تن از آنان را به شهادت می رسانند.

فردای آن روز در جو خفقان و وحشت، نیکسون، معاون رئیس جمهوری آمریکا به دانشگاه تهران که در اشغال مشهود نیروهای نظامی و ساواک بود، می آید و از دست قاتلان دانشجویان انقلابی «دکترای حقوق» دریافت می کند.

شهید چمران در بیان خاطرات خویش درباره وقایع این روز می نویسد: روزبعد نیکسون به ایران آمد و درهمان دانشگاه، درهمان دانشگاهی که هنوز به خون دانشجویان بی‌‌گناه رنگین بود، دکترای افتخاری حقوق دریافت داشت و از سکون و سکوت دانشگاه ابراز مسرت کرد و به دولت کودتا وعده مساعدت و کمک داد.

ادامه دارد..........
 




موضوع مطلب : روز دانشجو, 16آذر


شنبه 94 آذر 14 :: 10:0 صبح ::  نویسنده : دبیر کانون

 

16 آذر روز دانشجو

 

شاید عابران خیابان 16 آذر فکرش را هم نمی کردند که روزی طرف این سئوال قرار گیرند که "خیابانی که اکنون در آن راه می روید خیابان 16 آذر است. فلسفه نامگذاری آن را می دانید؟" این سئوال با این همه تبلیغاتی که سالانه در رسانه های رسمی و غیر رسمی کشور درباره 16 آذر صورت می گیرد شاید سئوال چندان دشواری به نظر نرسد اما شهروندانی که در یک عصر پائیزی نزدیک 16 آذر 94در حال عبور از 16 آذر هستند واقعیت دیگری را ابراز می کنند.

رانندگانی که حاشیه خیابان 16 آذر برای آنها ایستگاهی غیر رسمی جهت جابجا کردن مسافران کرج تبدیل شده، دانشجویان، کارکنان و انتظامات دانشگاه تهران، هنری هایی که از تالار مولوی دانشگاه تهران بیرون آمده اند، دانشجوی اخراجی، نوجوانان، جوانان و مسن ترها، بانوانی که البته کمتر حاضر به پاسخ دادن جواب سلام می شدند و باورشان نمی شد که فردی که به طرف آنها می رود فقط قصد تهیه گزارش دارد، طرف این پرسش قرار گرفتند که "فلسفه نامگذاری خیابان 16 آذر چیست؟" 

افرادی که با گفتن یک "نمی دانم" با چاشنی طعنه و کنایه همه چیز را از سر خود باز کرده و از 16 آذر عبور می کردند نیز طرف این پرسش واقع شدند که "فلسفه 16 آذر چیست؟" یکی از آنها گفت: "نه نمی دانم، ببخشید، سرد است."

از 60 نفری که مورد این پرسش واقع شدند 11 نفر با ابراز پاسخهایی نظیر "مصاحبه نمی کنم، گفتگو برای چه، دانستن و ندانستنش هیچ مشکلی را حل نمی کند، (سکوت) و ..." رفتند تا سریعتر از 16 آذر عبور کنند.

شهروندی 33 ساله اولین نفری بود که در آستانه 16 آذر (روز دانشجو) از وی درباره فلسفه نامگذاری خیابان 16 آذر سئوال شد. وی گفت: "16 آذر، نمی دانم."

دانش آموز 17 ساله که از هم اکنون خود را برای ورود به دانشگاه آماده می کند نیز گفت: "دقیقا بچه اینجا نیستم." وقتی از او پرسیده شد که 16 آذر از نظر تاریخی چه روزی است؟ "دقیقا نمی دانم 16 آذر چه روزی بوده است." 

پاسخهای رانندگان خط تهران - کرج در خیابان 16 آذر نیز پاسخهایی خواندنی بود. راننده 62 ساله درباره فلسفه نامگذاری خیابان 16 آذر گفت: "اطلاع ندارم." وی پس از اندکی تامل ادامه داد: "به 16 آذر معمولا روز دانشجو می گویند." وقتی از وی پرسیده شد که در روز 16 آذر چه اتفاقی رخ داده که "روز دانشجو" نام گرفته است گفت: "حقیقتا اطلاعی ندارم."

راننده دیگری که خود را 28 ساله و فارغ التحصیل دانشگاه تهران معرفی می کرد نیز درباره فلسفه نامگذاری خیابان 16 آذر گفت: "نمی دانم." وی نیز با تامل گفت: "16 آذر روز دانشجو است. سه دانشجویی که در درگیری داخل دانشگاه در زمان شاه شهید شده اند." 

شهروند 43 ساله دیگری که راننده خط بود با مزاح گفت: "16 آذر 2 روز قبل از 14 آذر است." و سپس جدی شد و گفت: "نه، نمی دانم."

رهگذر دیگری که از خیابان 16 آذر تردد می کرد نیز گفت: "می گویند 16 آذر روز دانشجو بوده است." این شهروند 53 ساله در پاسخ به اینکه چه اتفاقی و در چه سالی روی داده که 16 آذر به عنوان روز دانشجو نامیده شده است گفت: "تعدادی از دانشجویان در زمان شاه شهید شدند اما دقیقا نمی دانم در چه حادثه ای. فقط می دانم که 16 آذر روز دانشجو است. "

شهروند دیگری گفت: "16 آذر مربوط به حادثه ای در سال 1342 می شود که دانشجویان بر سر قضیه شرکت واحد اعتراض کردند."

دانشجوی 28 ساله دانشگاه شهید بهشتی در پاسخ به اینکه "16 آذر چه روزی در تاریخ ماست؟" گفت: "روزی که سه دانشجو را زخمی کرده بودند." وی در پاسخ به اینکه در چه سالی این حادثه رخ داده است، اظهار داشت: "اگر اشتباه نکنم در سال 1323." 

فرد دیگری که همراه این دانشجوی دانشگاه شهید بهشتی بود ضمن تایید اظهارات وی، خود را دانشجوی دانشگاه تهران معرفی کرد.

جمعی از هنری ها از تالار مولوی دانشگاه تهران بیرون می آمدند. یکی از آنها خود را 23 ساله و فارغ التحصیل دانشگاه آزاد اسلامشهر معرفی کرد. دیگری جوان 24 ساله ای بود که تا دیپلم درس خوانده بود. دختر خانمی که همراه آنها بود نیز خود را 22 ساله و دانشجوی موسیقی کنسرواتوآر معرفی کرد. جوابهای آنها به ترتیب درباره فلسفه روز 16 آذر چنین بود: " 16 آذر روز تظاهرات دانشجویی بوده، نمی دانم و نمی دانم."

وقتی خبرنگار به دانشجوی موسیقی کنسرواتوآر گفت "حال که نمی دانید 16 آذر چه روزی است پس بگویید روز دانشجو چه روزی است؟" با این پاسخ مواجه شد: "13 آبان روز دانشجو است." 

مرد 40 ساله ای که اظهار می کرد از دانشگاه اخراج شده است نیز درباره فلسفه نامگذاری خیابان 16 آذر گفت: "سال 1332 و این صحبتها" و رفت.

شهروند 35 ساله فارغ التحصیل دانشگاه علمی کاربردی، شهروند 24 ساله فارغ التحصیل دانشگاه آزاد، شهروند لوله کش 23 ساله که ابراز می کرد تحصیلات دانشگاهی ندارد، دانشجوی 23 ساله دانشگاه کرمان، دانشجوی 23 ساله دانشگاه آزاد تاکستان، دانشجوی مهندسی برق دانشگاه آزاد آشتیان، دانشجوی معماری دانشگاه غیرانتفاعی لاهیجان، دانشجوی 25 ساله حسابداری دانشگاه تهران، شهروند 42 ساله با شغل آزاد نیز صادقانه بدون اینکه بخواهند آدرس غلط بدهند، گفتند: "نه، نمی دانم. اطلاع دقیقی ندارم.".............
ادامه دارد.........

 




موضوع مطلب : روز دانشجو, روز استکبارستیزی


جمعه 94 آذر 13 :: 10:0 صبح ::  نویسنده : دبیر کانون

جا مانده ایم و شرح دل ما خجالت است

مرا در حرمت راه ندادی به کنار

از چای نجف به کربلا هم نچشاندی به کنار

من به یک چای عزاداری تو رضا شدم

لیک این شوق دلم را بگفتی به کنار و به کنار و به کنار

 




موضوع مطلب : اربعین, پای پیاده, باز هم جا مانده ایم


سه شنبه 94 آذر 10 :: 10:23 عصر ::  نویسنده : باران

اربعین حسینی

شلوغی حرم اربعین، برای شما

دل و سه کنج اتاق، اوج خلوتش با ما

ضریح در بغل و بوسه ها برای شما

زهی نبود سعادت، ملامتش با ما...




موضوع مطلب : اربعین, حرم, پای پیاده, باز من جامانده ام


سه شنبه 94 آذر 10 :: 6:0 صبح ::  نویسنده : دبیر کانون

به همت کانون هنری ادبی هدایت، نمایشگاه حجاب و عفاف با عنوان «حریم ریحانه» با حضور امام جمعه و جمعی از مدیران دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی در دانشگاه علوم پزشکی گناباد در این شهرستان گشایش یافت. 

نمایشگاه حجاب و عفاف با عنوان «حریم ریحانه»، اول آذرماه با حضور امام جمعه، جمعی از مدیران دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی و معاون و مدیران حوزه فرهنگی دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی گناباد در محل ورودی سالن همایش‌های کوثر این دانشگاه آغاز به کار کرد.

در این نمایشگاه، چادر و محصولات حجاب با حدود 30 درصد تخفیف به دانشجویان دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی شهرستان گناباد عرضه می‌شود. 

علاوه بر چادر و محصولات حجاب، پوسترهای متنوعی با موضوع بررسی شبهات پیرامون حجاب، عوارض پوشش نامناسب و مضرات رعایت‌نکردن حدود حجاب و عفاف، گرایش جهانی به حجاب و مدل‌های مختلف پوشش زنان مسلمان در کشورهای مختلف در معرض دید علاقه‌مندان قرار گرفته است.

با ارائه کتاب‌های مرتبط با موضوع عفاف و حجاب در قالب میز کتاب در این نمایشگاه، بررسی موضوع حجاب از نگاه علوم روانشناسی، فیزیولوژی و جامعه شناسی، تفاوت‌های مرد و زن و وصیت‌نامه شهدا درباره حجاب در قالب پوستر در این نمایشگاه ارائه شده است.

در حاشیه برگزاری این نمایشگاه، هر روز پس از اقامه نماز جماعت ظهر و عصر، پرسمان دانشجویی با حضور استادان حوزه و دانشگاه برگزار خواهد شد.

این نمایشگاه به مدت یک هفته پذیرای استادان، دانشجویان و کارکنان دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی شهرستان گناباد است، علاقه‌مندان می‌توانند همه روزه از ساعت 12 تا 14 و  18 تا 20:30 از این نمایشگاه بازدید کنند.

 

 

نمایشگاه حجاب و عفاف حریم ریحانه

نمایشگاه حجاب و عفاف حریم ریحانه

نمایشگاه حجاب و عفاف حریم ریحانه

نمایشگاه حجاب و عفاف حریم ریحانه

نمایشگاه حجاب و عفاف حریم ریحانه

نمایشگاه حجاب و عفاف حریم ریحانه

 




موضوع مطلب : نمایشگاه حجاب, حریم ریحانه


یکشنبه 94 آذر 1 :: 9:0 صبح ::  نویسنده : دبیر کانون


رزمنده کوچک

اندازه پسر خودم بود؛13،14ساله. وسط عملیات یک دفعه نشست. گفتم:"حالا چه وقته استراحته بچه؟" 

گفت:"بند پوتینم شل شده، می بندم راه می افتم." نشست ولی بلند نشد.

هر دو پاش تیر خورده بود. برای روحیه ما چیزی نگفته بود.


برگرفته از "آسمان مال آن هاست" اثر مهدی قزلی




موضوع مطلب : خاطرات خاکی


دوشنبه 94 آبان 25 :: 4:0 عصر ::  نویسنده : دبیر کانون

محرم در دانشگاه

"...وَ ما عَرَفوک!"

وقتی چیزی برای کسی اولویت شد، برایش همه کار می کند و اصلا بهترین معیار برای تشخیص اولویت داشتن همین است:

برای آن حاضری چقدر خرج کنی؟ چه چیزی را؟ و اینجا فضیلت اشخاص مشخص می شود.

کسی که اولویتش حسین شد، دیگر به هیچ وجه از این قصه جدا نخواهد شد، حتی اگر حسین بگوید! یک مخالفت خوب با ارباب!

همه برایشان مهم بود، بلند شدند و گفتند که اولویت دیگری جز حسین نداریم! وقتی امام به آنها اذن رفتن داد...

شب عاشورا فرمود: "بهتر از شما و نه اهل بیتی برتر و نیکوکارتر از اهل بیتم نمیبینم، خداوند از من به شما پاداشی نیکو دهد. این شب است که سیاهی و تاریکی آن شمارا فراگرفته، پس آن را چون شتر رهواری گرفته و در این تاریکی شب، پراکنده شده از صحنه بیرون شتابید و مرا با دشمن واگذارید، چه آنان جز مرا نخواهند".

آن شب مجالی باز شد برای سنجش اولویت ها، باید تاریخ این لحظات را در خود ضبط می کرد: آغازگر سخن عباس بن علی علیه السلام بود و دیگران در پی وی سخن گفتند، سپس مسلم بن عوسجه، سعید، زهیر بن قین...

هرگز تنهایت نگذاریم، جان های ما به فدایت، هرگز از حضرتت جدا نگردیم تا در کنارت جام شهادت در کام کشیم.

همه اصحاب عاشورایی اولویت زندگی را به خوبی فهمیده بودند...

به تاریخ اکتفا نکنیم، از ابوحمزه نیز بشنویم: "فَوَ عِزَّتِکَ یا سَیِّدی لَو نَهَرتنی مَا بَرِحتُ مِن بابِک" 

به عزتت سوگند اگر برانی ام، من هرگز از در خانه ات برنخیزم...بی حسین هرگز!

حسین جان! آقای من! این روزها که اولویت دانشگاهمان تو شده ای...

این روزها که همخوانی پایانی روضه هایت ذکر لب هایمان شده است...

این روزها که عاشقان جوانت برای خادمی عزادارانت سر از پا نمی شناسند...

به جوانی مان قسم نخواه برایمان که جوانت پیر شود و رخ مهدی نبیند...

اللهم عجل لولیک الفرج

برای دیدن سایر عکس ها به ادامه مطلب بروید.



ادامه مطلب ...


موضوع مطلب :


چهارشنبه 94 مهر 29 :: 12:52 عصر ::  نویسنده : دبیر کانون
1   2   >